![]() |
![]() |
|
| عشقت جاودانه است در قلبم مادرم . |
غم را دوست دارم چون در هر غمی بغضی ترک میخورد و س از هر ترک مرواریدهائی از اسارت در می آیند. درهای اسارت گشوده می شود و آغاز یک زندگی . مرواریدها با نوازش گونه هایم قدم به زندگی می گذارندو چه مهربانند با هم.دست در دست هم میروند مانند زنجیری از مرواریدهای به هم رشته شده.با نظم و ترتیب گوی نقره ای رنگی می شوند و می روند . شادند و صمیمی. یکدیگر را در آغوش میگیرند انگار سالهاست همدیگر را ندیده اند همدیگر را بغل میکنند و رشته ای از مروارید روی گونه هایم جاری میکنند تن سردشان را آرام آرام روی گونه هایم میکشند و به بایین سرازیر میشوند مادر آسمانی من: ۵ شنبه بر سر مزارت گرد مِی آئیم و رشته های مروارید اشکمان را نثار سنگ مزارت میکنیم و با این دانه های مروارید آن را میشوئیم . یک سال بر از درد و اندوه از هجرت آسمانیت گذشت و چه سخت گذشت . همیشه محتاج دعای تو بودیم مادر و امروز محتاج تر از همیشه. التماس دعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا مادر . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 13:51 توسط مینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به سرزمين عشق من و مادرم خوش آمديد
اين وبلاگ رو به روح پاك تمام مادران دنيا تقديم ميكنم . غم از دست دادن ناگهاني مادر انگيزه اي براي ايجاد اين وبلاگ شد. ممنون از نظرهاي سبزي كه به ياري من مياد. چشم به راه .... اومدن دوباره شما هستم .. |
| آرشیو موضوعی |
|
تقديم به روح پاك مادر دردودل با مادر خاطراتی از مادر |
|
RSS
|