![]() |
![]() |
|
| عشقت جاودانه است در قلبم مادرم . |
غروب جمعه دلم ميگيرد. مثل تمام كبوتران عاشق ،كه عصرهاي دلتنگي، بالهاي خسته شان را به بهانه ديدن يار، تا اوج ميگشايند. از بلندترين نقطه هر خاك سرك ميكشند، شايد براي لحظه اي جفت خويش را بيابند. ولي دريغ. بعد از ساعتها ،خسته تر از پيش به خانه بر مي گردند و بدون آب و دانه ، چشمهاي ماتمزده شان را بسته، به اميد فردا به خواب مي روند . كاش من هم كبوتر بودم تا به اميد ديدار دوباره ات به خواب ميرفتم مادر. مرا درياب امشب مادر . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 22:50 توسط مینا |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 19:10 توسط مینا |
|
|
همه جا تاريك است، نمي بينم كه چه مي نويسم، اما مي دانم كه چه مي خواهم بنويسم، از تو مي نويسم، از نگاه تو، از حرفهايت، از حضورت، از ... براي تو مي نويسم، براي چشمهايت، براي لب هايت، براي ... به تو مي انديشم، به تو تقديم مي كنم، به تو سلام مي كنم، حياط عاشقي امشب چقدر خلوت است، هيچ رهگذري عبور نمي كند، صداي گريه و زمزمه نمي آيد، امشب عاشقي غريب است. آرام در حياط عاشقي قدم مي زنم. دوست دارم همين جا نوشته ام را تمام كنم، دوباره احساس مي كنم كه كلمات ديگر هيچ تاب و تواني براي احساسات من ندارند .
به داد دلم برس ماماني . بدجور بي تابت شده به خدا. ديروز سر مزارت آروم و قرار نداشتم . عجيب دلم پر بود ديروز.دل آسمون هم پر بود. يه لحظه صداي ناله دل من با غرش آسمون يكي شد . يك دفعه دل هر دومون شروع به باريدن كرد.من گريستم و آسمون باريد.من ناله كردم و آسمون غريد.سنگ مزارت ديروز چه برقي ميزد ماماني. با اشك چشام شستم برات . مامانييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 2:57 توسط مینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به سرزمين عشق من و مادرم خوش آمديد
اين وبلاگ رو به روح پاك تمام مادران دنيا تقديم ميكنم . غم از دست دادن ناگهاني مادر انگيزه اي براي ايجاد اين وبلاگ شد. ممنون از نظرهاي سبزي كه به ياري من مياد. چشم به راه .... اومدن دوباره شما هستم .. |
| آرشیو موضوعی |
|
تقديم به روح پاك مادر دردودل با مادر خاطراتی از مادر |
|
RSS
|