![]() |
![]() |
|
| عشقت جاودانه است در قلبم مادرم . |
|
مامان سلام .
باز دل اين دختر كوچو لو ت بهانه تو رو داره . هميشه دلتنگتم مامان و امروز بيشتر از هر روز . خودت ميدوني چرا . امروز كه دور هم جمع بوديم همه سعي ميكردن اشكاشونو از هم مخفي كنن تا همديگر رو و به خصوص منو ناراحت نكنن اما نقش بازي كردن فايده نداشت .اشك تو چشاي همه موج ميزد و تو چشم من بيشتر .خيلي سخت بود مامان خيلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي سخت ۲۹ خرداد هر سال تو تقويم زندگي من روز باشكوهي بود . روزي كه تو عزيز به خاطر من متحمل درد و زحمت زيادي شدي .روزي كه منو ـ دختر كوچولوي قدر نشناست ـ رو به دنيا آوردي . ۲۹ خرداد هر سال با حضور گرم تو براي من فراموش نشدني ترين روز بود اما امسال ........ كاش بودي مادر . جاي خاليت امروز بيشتر از هر وقت ديگه آزارم داد . كــــــــــــــــــاش بودي
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:55 توسط مینا |
|
اگر گاهي ندانسته به احساس تو خنديدم و يا از روی خودخواهی فقط خود را قشنگ د يدم
اگر از دست من در خلوت خود گريه می کردی
اگر بد کردم و هـــــــــرگز به روی خود نياوردم
اگر تو مهــــربان بودی و من نامهــــــــــــربان بودم
برای ديگـــــران بهـــار و برای تو خــزان بودم
اگر تو با تحـــــــــــمل گله از خودخواهی ام کردی
اگر زجـــــــری کشيدی تو گاهی از زبـــان من
اگر رنجيده خــــاطر گشتی از لحن بيـان من
گناهم را ببخش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:40 توسط مینا |
|
|
نمی دونم تو می دونی
نمی دونم تو می دونی که دلم هواتو کرده تو می دونی که چقدر یادتو کرده نمی دونم تو می دونی که چقدر دلم شکستست تو می دونی که چقدر عاشق و خستست نمی دونم تو می دونی که دارم می یام سراغت تو میدونی که میخوام بشم هلاکت نمی دونم تو میدونی که منم فدای اسمت اسم پاکت مثل خاطره... نمی دونم تو میدونی که چقدر برام عزیزی نمی دونم تو میدونی که توی شبهای تیره وقتی که دلم میگیره ، عطر یاد تو غمُ ازم میگیره نمی دونم تو میدونی توی رویام تا میخواد بگیره دستام ، دستای پر گلُ زیبات می بینه که خالیه جات نمی دونم تو می دونی وقتی که دلم میگیره عطر یاد تو غمُ ازم میگیره......مادر .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:30 توسط مینا |
|
|
توئي تو پروانه ی من چراغ خونه ی من رفيق و هم شونه ی من مادر يک دونه من یه شازده از تو رويا با اون چشای زيبا برام دعا می خونه با اون چشای زيبا پری غصه من پروانه ی شبامه قشنگه نازنينم نفس نفس باهامه عزيز هم زبونم پری مهربونم بدون که تا هميشه من عاشقت می مونم نگاه بکن تو چشمام ببين که بی تو تنهام هیچ کسی توی دنيا بدون تو نمی خوام
مادر
كاش بودي مادر ...............
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 14:57 توسط مینا |
|
|
باورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 14:50 توسط مینا |
|
|
غم را دوست دارم چون اشک دل است .... اشک را دوست دارم چون گواه دل است .... دل را دوست دارم چون محبت را به من آموخت !!! محبت را دوست دارم چون تو را دوست دارم.... و تو را دوست دارم بي آنکه بدانم چرا؟؟؟؟ و حالا تو به من بگو چرا؟؟
سلامي دوباره به همه دوستان گلم بعد از وقفه اي نه چندان كوتاه وبلاگ آپ شد . از همه دوستان گلم متشكرم كه اين مدت با ارسال ايميل و يا پي ام و يا كامنت جوياي احوالم بودن و از من ميخواستن وبلاگ رو آپ كنم . عاشقانه دوستون دارم و از داشتن دوستاني مثل شما به خود ميبالم . موفقيت و كاميابي شما آرزوي ديرينه من است . مثل هميشه منتظر نظرهاي صادقانه شما هستم . دوستو ن دارم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 14:35 توسط مینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به سرزمين عشق من و مادرم خوش آمديد
اين وبلاگ رو به روح پاك تمام مادران دنيا تقديم ميكنم . غم از دست دادن ناگهاني مادر انگيزه اي براي ايجاد اين وبلاگ شد. ممنون از نظرهاي سبزي كه به ياري من مياد. چشم به راه .... اومدن دوباره شما هستم .. |
| آرشیو موضوعی |
|
تقديم به روح پاك مادر دردودل با مادر خاطراتی از مادر |
|
RSS
|