دلتنگتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم مادر
عشقت جاودانه است در قلبم مادرم .
ما در ای والاترین رویا ی عشق
ما در ای دلوا پس فردای عشق
ما در ای غمخوار بی همتا ی من
اولین و آخرین معنای عشق
زندگی بی تو سراسر محنت است
زیر پای توست تنها جای عشق
ما در ای چشم و چراغ زندگی
قلب رنجور تو شد دریای زندگی
تکیه گا ه خستگی ها یم توئی
ما در ای تنها نرین ما وای عشق
یا د تو آرام می سا زد مرا
از تو آهنگی گرفته نا ی عشق
صوت لالائی تو اعجا ز کرد
ما در ای " پیغمبر زیبای عشق "
ما ه من پشت و پنا ه من توئی
جا ن من ای گوهر یکتا ی عشق
دوستت دارم تو را دیوانه وار
از تو احیاء شد چنین دنیا ی عشق
ای ا نیس لحظه های بی کسی
در دلم برپا شده غوغای عشق
تشنه آغوش گرم تومنم
من که مجنونم توئی لیلای عشق

|
خط کج اهورا |
|
|
مادرم گندم درون آب مي ريزد
پنجره بر آفتاب گرمي آور مي گشايد
خانه مي روبد غبار چهره آيينه ها را مي زدايد
تا شب نوروز
خرمي در خانه ما پا گذارد
زندگي بركت پذيرد با شگون خويش
بشكفد در ما و سر سبزي برآرد
اي بهار اي ميهمان دير آينده
كم كمك اين خانه آماده است
تك درخت خانه همسايه ما هم
برگ هاي تازه اي داده است
گاه گاهي هم
همره پرواز ابري در گذار باد
بوي عطر نارس گلهاي كوهي را
در نفس پيچيده ام آزاد
اين همه مي گويدم هر شب
اين همه مي گويدم هر روز
باز مي آيد بهار رفته از خانه
باز مي آيد بهار زندگي افروز
" سیاوش کسرایی"
کاش بودی مادر / کاش

خــــدا کند که بدانی چقدر محتاج است
نگاه خسته من به دعای چشمانت مادر
التماس دعا مادر . دختر کوچولوت / میوه کوچیکت رو دریاب مادر که بیشتر از همیشه محتاج دعای خیر
توست . از دعای خودت محرو مم نکن مادر ![]()
![]()
![]()

خانه خرابه تو شدم به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام
می خواهمت می خواهمت
تو ماندگاری در دلم
میدانمت میدانمت
ای همه وجود من نبود تو نبود من
ای همه وجود من نبود تو نبود من
ای همه وجود من نبود تو نبود من
ای همه وجود من نبود تو نبود من
غم را دوست دارم چون در هر غمی بغضی ترک میخورد و س از هر ترک
مرواریدهائی از اسارت در می آیند. درهای اسارت گشوده می شود و آغاز
یک زندگی .
مرواریدها با نوازش گونه هایم قدم به زندگی می گذارندو چه مهربانند با
هم.دست در دست هم میروند مانند زنجیری از مرواریدهای به هم رشته
شده.با نظم و ترتیب گوی نقره ای رنگی می شوند و می روند . شادند
و صمیمی. یکدیگر را در آغوش میگیرند انگار سالهاست همدیگر را ندیده اند
همدیگر را بغل میکنند و رشته ای از مروارید روی گونه هایم جاری میکنند
تن سردشان را آرام آرام روی گونه هایم میکشند و به بایین سرازیر میشوند
مادر آسمانی من:
۵ شنبه بر سر مزارت گرد مِی آئیم و رشته های مروارید اشکمان را نثار
سنگ مزارت میکنیم و با این دانه های مروارید آن را میشوئیم .
یک سال بر از درد و اندوه از هجرت آسمانیت گذشت و چه سخت گذشت .
همیشه محتاج دعای تو بودیم مادر و امروز محتاج تر از همیشه.
التماس دعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا مادر .![]()
![]()
![]()
بعد از تو از کدام دریچه
آسمان را به تماشا بنشینم
و با کدام واژه عشق را معنا کنم
بی تو
همه ی فصلها خاکستری
و همه ی ستاره ها خاموشند
کیفر شکستن دل من چند جاده غربت
و چند آسمان تنهایی است
باور کن
من هنوز هم
به قداست چشمان تو ایمان دارم مادر .
هوا ترست به رنگ هواي چشمانت
دوباره فال گرفتم براي چشمانت
اگر چه كوچك و تنگ است حجم اين دنيا
قبول كن كه بريزم به پاي چشمانت
بگو چه وقت دلم را ز ياد خواهي برد
اگر چه خوانده ام از جاي جاي چشمانت
دلم مسافر تنهاي شهر شب بو هاست
كه مانده در عطش كوچه هاي چشمانت
تمام آينه ها نذر ياس لبخندت
جنون آبي در يا فداي چشمانت
چه مي شود تو صدايم كني به لهجه موج
به لحن نقره اي و بي صداي چشمانت
تو هيچ وقت پس از صبر من نمي آيي
در انتظار چه خاليست جاي چشمانت
به انتهاي جنونم رسيده ام اكنون
به انتهاي خود و ابتداي چشمانت
من و غروب و سكوت و شكستن و پاييز
تو و نيامدن و عشوه هاي چشمانت
خدا كند كه بداني چه قدر محتاج ست
نگاه خسته من به دعاي چشمانت
